جلال الدين السيوطي ( مترجم : قزوينى )

17

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى )

فهم محكمات ، و پيش انداختن أصول و مادرهاى مباحث بوده است ؛ تا وقتى يقين حاصل شد و علم رسوخ يافت ، ديگر دچار مشكل نشوى . و منظور اين كسى كه در دلش انحراف هست پيش رفتن به سوى مشكلات و فهميدن متشابه پيش از درك أصول مىباشد ، و اين بر عكس و خلاف معقول و معمول و مشروع است ، و اينها همانند مشركانى هستند كه بر پيامبران خود معجزات و آياتى را پيشنهاد مىكردند - به جز معجزاتى كه آنها آورده بودند - و چنين مىپنداشتند كه هرگاه نشانه‌هاى ديگرى بيايد ايمان خواهند آورد ، و اين از جهل آنها بود كه ندانستند ايمان به اجازهء خداى تعالى است . و راغب در مفردات القرآن گفته : آيات - با توجه به نسبت آنها به يكديگر - بر سه گونه است : محكم على الاطلاق ، و متشابه على الاطلاق ، و محكم من وجه و متشابه من وجه . و متشابه به طور كلى بر سه گونه است : 1 - متشابه از جهت لفظ فقط 2 - متشابه از جهت معنى 3 - متشابه از جهت لفظ و معنى . پس گونهء اول بر دو نوع است : يكى به الفاظ مفرد برمىگردد ؛ يا از جهت غرابت آنها مانند : « أبّ » و « يزفّون » ، و يا به خاطر مشاركت در لفظ مانند : يد ، و يمين . نوع دوم : به تمام سخن مركب مربوط مىشود ، و آن بر سه نوع است : اول : براى اختصار سخن ، مانند : ( وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ ) « 1 » . دوم : براى بسط و گسترش سخن ، مانند : ( لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ) « 2 » ؛ زيرا كه اگر مىفرمود : « ليس مثله شىء » براى شنونده روشن‌تر مىبود . سوم : براى نظم كلام ، مانند : ( أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً قَيِّماً ) « 3 » ، كه تقدير چنين است : « أنزل على عبده الكتاب قيّما و لم يجعل له عوجا » . و متشابه از جهت معنى : اوصاف خداى تعالى و اوصاف قيامت است ؛ زيرا كه آن اوصاف براى ما قابل تصور نيست ، چونكه صورت چيزى كه حس نمىكنيم و يا

--> ( 1 ) . نساء ، 3 ( 2 ) . شورى ، 11 ( 3 ) . كهف ، 1 و 2